علي بن حسين انصارى شيرازى
169
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
آن دو نوع ديگر از هندوستان خيزد و از مواضع ديگر و ابن مؤلف گويد در اين روزگار هر چند دم الاخرين كه آوردهاند مغشوش بوده و غش آن به كندر كردهاند مگر اندكى در مخزن الادويه آمده است كه : آن را دم التنين و دم الثعبان نيز و به عربى قاطر الدم و به فارسى خونسياوشان و بهندى هميرادوكهى و رنكبرت نيز نامند و آن صمغى است خالص الحمرة مأبل به بنفشى و گويند عصاره گياه سرخى است كه از جزيره سقوطره و هند خيزد و صاحب خلاصة التجارب گفته كه عصارهء هوهجويه است لاتين SANGUIS DRACONIS فرانسه SANG DE DRAGON انگليسى DRAGON , S BLLOD دم خون گرم و تر بود و گفته شود هريك بجاى خود دم الارنب بپارسى خون خرگوش گويند نافع بود جهت بهق و كلف چون گرم بدان طلا كنند و منضج ورمهاى گرم بود به زودى و چون به آتش بريان كنند جهت قرحهء امعا نافع بود و قطع اسهال مزمن بكند و چون با شراب بياشامند سموم را نافع بود دم الايل خون گوسفند كوهى و گاو كوهى چون بريان كنند سودمند بود جهت سمها يعنى گوزنى كه با پيكان صيد كرده باشند ذو ذسنطاريا را نافع بود و اسهال كهن ببرد و كسى كه زهر خورده باشد را سود دهد دم ابن عرس خون راسو چون طلا كنند بر خنازير و مفاصل تحليل كند دم السلحفات خون سنگپشت آنچه برى بود با شراب بياشامند صرع را نافع بود دم الانسان وقتى كه حجامت كنند بگيرند و با آرد شمليز بسرشند و با سداب تر و عسل طلا كنند بر هر ريش كه بر اعضا باشد خاصه بر ساق و ريشها كه آب از آن روانه بود بصلاح آورد دم القراد بپارسى خون كنه گويند چون در شراب كنند مستى زود آورد و اين از خواص اوست دم البقر خون گاو ماده چون بر جراحت ريزند خون ببندد دم الحلم دم القراء بود كه گفته شد منع موى زيادت كه در چشم باشد بكند وقتى كه بكنند و بر موضع آن طلا كنند اقوى بود از دم ضفدع در منع رستن موى